مراد على شمس

736

با علامه در الميزان ( فارسى )

ذى المقدمه است ] و يا به عبارتى نسبت برگشتن به نگاه‌كردن است كه اوّل بايد برگشت ، سپس نظر كرد ، و نيز مانند نسبت انداختن در آتش و سوزاندن است . پس صلاة خدا نسبت به بنده‌اش ، انعطاف و برگشتن خدا بسوى بنده است تا به وى رحمت كند ، و صلاة ملائكه براى مؤمن انعطاف آنان بسوى اوست تا واسطهء رساندن رحمت خدا شوند ، و صلاة مؤمنين برگشتن آنان و دعا به عبوديت است . و اين معنا منافاتى ندارد با اينكه صلاة خودش رحمت و از مصاديق آن باشد . و از آيات « 1 » قرآنى برمىآيد كه رحمت همان بخشش عمومى و عطيه مطلقه الهى است . مثلا در آيهء 133 انعام ، از بين بردن جمعيتى مستند به غنى بودن اوست و به وجود آوردن جمعيت ديگرى مستند به رحمت اوست و در عين حال هردو معلول غنى و هردو معلول رحمت او مىباشد نتيجه اين مىشود كه خلقت و آفرينش هرموجودى ، رحمت و عطيه و بخششى از ناحيه او است و چون يكى از عطاياى او « صلوة » است لذا آن هم از مصاديق رحمت است منتها يك نوع رحمت مخصوص است ، از اين‌جا ضمنا نكته جمع بودن صلوات و مفرد بودن رحمت در آيه روشن مىشود ( چون كلمه رحمت جنس است و جمع بسته نمىشود ولى كلمهء ( صلاة ) رحمت خاص و يا به عبارتى مصداق رحمت است و جمع بسته مىشود ) . « 2 »

--> ( 1 ) . رك : سورهء اعراف ، آيهء 156 ؛ سورهء انعام ، آيهء 133 ؛ سورهء اسراء ، آيهء 20 . ( 2 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 542 - 544 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 228 - 229